yadema

یادما، یادی است از تمام دوستانی که روزگاری با هم بودنشان و جمعشان مثال زدنی بود. حالا آن دوستان صمیمی در یادما گرد هم آمده اند.

Thursday, July 26, 2007

دلم می خواد قوی باشم

سولماز با من تماس گرفته بود که یادما رو با این نوشته اش به روز کنم. کمی دیر به تلفن پاسخ دادم و او این نوشته را در «دراک» گذاشته بود. اما چون برای یادما نوشته بود با اجازه ی خودش در اینجا هم آوردم.
من اینجام ملالی نیست ، یه چیزی راه گلوم بسته نمی ذاره حرف بزنم
خسته ام .دلم می خواد نیام سر کار ، ذهنم مشغوله ، مشغول آدمای دور و برم ، مشغول رابطه هام مشغول دوستیهام مشغول انرژیی که می ذارم توی رابطه ها ، خستم،جمع و جور نمیشه افکارم .دلم می خواد زمان برگرده عقب دلم می خواد الان وقت سال تحویل باشه .هنوز نیومده باشیم به سال 86 می خوام همه چی سر جاش باشه .باورم نمیشه 5 ماه از سال گذشته باورم نمیشه انقدر اتفاق افتاده چقدر این اتفاقا رو دوست نداشتم ، دلم می خواد قوی باشم ،دلم می خواد کمک باشم ،نیستم میدونم که نیستم می خوام برم یه جای دور ، دلم می خواد بلند بلند گریه کنم.

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home